درس... - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:30
برخی آدمــــها به یک دلیل از مسیر زندگی ما مـیگذرند و میروندتـا به مـا درسهایی بیاموزندکه اگـــــر می ماندندهرگز یـــــاد نمی گرفتیــــم
دوستت دارم - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 19:27
دوستت دارم..چرایش پای تو،ممکنش کردم،محالش پای تومیگریزی از من و احساس مندل شکستن هم ،گناهش پای توآمدی آتش زدی بر جان مندرد بی درمان گرفتن هم،دوایش پای تومن اسیرم در میان آن دو چشمقفل زندان را شکستن هم،سزایش پای توسوختم،آتش گرفتم زین سببآب بر آتش نهادن هم جزایش پای توپای رفتن هم ندارم من،از کوی دلتپا...
گاهی... - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 19:27
ﮔﺎﻫـــﯽ …ﻧﻤﯿﺸـــــــﻪ ﺩﺳــﺖ ﺍﺯﺩﻭﺳـــــﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﯾﮑــﯽ ﺑﺮﺩﺍﺷــﺖﺣــــــــــــــــــــــﺘﯽ ﻭﻗﺘــــﯽ ﺍﺯﺵﺩﻟﺨــــــﻮﺭی !
راز دل - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:04
خدایا راز دل با تو چه گویم که خود راز دلی دانه و لانه و بال و پرواز دلی
با تو بودن - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:04
" بــآ تـــــــُو بــُودَن " کــآش واقــِعیــَت داشـــــــت .. مــِثــِل تــــَمـــآمِ " بــــی تـــُو بــُودَن هـــآ "
خبر - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:04
قاصد ز برم رفت که آرد خبر از یار باز آمد و اکنون خبر از خویش ندارد
روزدختر مبارک - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:04
دختر یه موجود خاص و ظریفه کهواسه کامل بودن تو زندگیشباید به یه مرد خوب و مورد اعتماد تکیه کنهحالا میتونه اون مرد باباش باشه یا شوهرش ... ولادت حضرت معصومه ( ع ) و روز دختربر تموم ایرانیان و مسلمان جهانمبارک باد ...
علت ناب - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:04
علت ناب تغزل!همه ی رویایم غزلت کو که به پایان برسد غم هایم؟ مدتی شد که نگاه تو نتابید به من مدتی هست که غرق شب بی فردایم عوض نام خودم نام ترا می گویم باز می پرسم از خویش چرا رسوایم؟ محض تو هرچه بهشت است به آتش بکشم تا که سیبی برسانم به لب حوایم هرچه می خواهم ازدست تو بگریزم باز دست مجهول کسی چنگ زده...
ارزش - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:04
ارزش بودنت را !!! همیشه... از اندیشه ی یک لحظه نبودنت میتوان فهمید
سهم من... - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:04
سهمم از وصل تو کم نیست ، همین دیشب بود روی یک کاغذِ تر ، بوسه زدم نامت را
حوصله - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:04
تفاوت - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:04
من و تو شباهت های متفاوتی باهم داریم :هر دو شکستیم ؛ تو قلب مرا ، من غرورم راهر دو رقصیدیم ؛ تو با دیگری ، من با سازهای توهر دو بازی کردیم ؛ تو با من ، من با سرنوشتمو در آخر هر دو پی بردیمتو به “حماقت” من ، من به “پست” بودن توآری ، این شباهت های متفاوت هر روز آشکارتر میشود …
باز... - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:04
باز من مانده ام و نیمکتی پر هیاهو...! در میان این همه بودن ها چه غریبانه تنهام...!
متفاوتم... - تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 14:06
مـن تـنـها کـمـی مـتـفـاوتـم وقـتی تمــام دردهـای دنـیـا روی شـانـه هـای دخـــتــرانــه ام کـوه مـی شـود ... مـن بـه پـهـنـای تمــام کـوه پـایـه هـا لبــخـند مـی زنـم
جای تو خالی... - تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 14:06
صُبح استو منُ خلوٺِ یڪ بآغ خیآلےیڪ حآلِ دلاَنگیز و هوآے خوشُ عآلی -صبحآنہ پنیرُ عسلُ چآےُ مربآ-اِے ڪآش تو بودے -بہ خدآ جآے تو خآلے
درد.... - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 14:39
خدا............. - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 14:39
بازی - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 14:39
این قاعده ی بازی است.... اگر دست دلتان رو شد که دوستش داری ... باختنت حتمی است ... مراقبِ آخرین جملهی آخرین دیدار باشید ؛ دردش زیاد است!
دلتنگ - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 14:39
בلـم برایتــ "تنگــ" شـבه است قـב یکے از سہ نقطہ هاے آخـر نـوشتہ هـایم ...
دست - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 14:39
در فرو بسته ترین دشواری در گرانبارترین نومیدی، بارها بر سر خود بانگ زدم: "هیچت ار نیست مخور خون جگر، دست که هست!" بیستون را یاد آر، دستهایت را بسپار به کار کوه را چون پَرِ کاه از سر راه بردار! وَه چه نیروی شگفت انگیزیست دستهایی که به هم پیوسته ست...! "فریدون مشیری"